ترجمه "crystallised" به فارسی
بلوری, متبلور بهترین ترجمه های "crystallised" به فارسی هستند.
crystallised
adjective
verb
Simple past tense and past participle of crystallise. [..]
-
بلوری
adjective -
متبلور
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crystallised " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crystallised" با ترجمه به فارسی
-
توضیح دادن · درخشان ساختن · روشن کردن · متبلور کردن · چراغانی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن