ترجمه "crystallization" به فارسی
تبلور, بلورش, بلورسازی بهترین ترجمه های "crystallization" به فارسی هستند.
crystallization
noun
دستور زبان
(uncountable) The act or process by which a substance in solidifying assumes the form and structure of a crystal, or becomes crystallized. [..]
-
تبلور
nounIt was an emanation of her spirit, a pure and gracious crystallization of her divine essence.
این بدن سرچشمهی روح و تبلور خالص جوهر الهی بود فکر جوهر الهی بود.
-
بلورش
Will, we know, could not bear the thought of any flaw appearing in his crystal:
ویل، همچنان که میدانیم، به هیچ رو تاب این اندیشه را نداشت که بر بلورش لکهای پدیدار شود؛
-
بلورسازی
-
ترجمه های کمتر
- بلور سازی
- جسم متبلور
- قلم سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " crystallization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "crystallization" با ترجمه به فارسی
-
(رادیو و ضبط صوت و غیره) پیکاپ بلورین · برداره ی بلورین · گیرنده و صدا ساز کریستالی
-
ساختار بلوری
-
شفاف · ناپیدا · نورانی · واضح
-
(رادیو) آشکار ساز بلورین
-
دستگاه بلوری مکعبی
-
ساختارFCC
-
هفت گوی بلورین
-
مها · کوارتز بلورین · کوارتز بی رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن