ترجمه "cuddled" به فارسی

در آغوش گرفتن ترجمه "cuddled" به فارسی است.

cuddled verb

Simple past tense and past participle of cuddle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در آغوش گرفتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuddled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cuddled" با ترجمه به فارسی

  • نوازش کردن
  • (با مهربانی و ملایمت) در آغوش گرفتن · آرمیدن · بغل کردن · در آغوش گیری · در برگیری · دربرگرفتن · عزیز داشتن · مچاله شدن · نزد هم غنودن
  • (با مهربانی و ملایمت) در آغوش گرفتن · آرمیدن · بغل کردن · در آغوش گیری · در برگیری · دربرگرفتن · عزیز داشتن · مچاله شدن · نزد هم غنودن
اضافه کردن

ترجمه های "cuddled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه