ترجمه "cuddy" به فارسی
صندوقخانه, پستو, کابین بهترین ترجمه های "cuddy" به فارسی هستند.
cuddy
noun
دستور زبان
(nautical) a cabin, for the use of the captain, in the after part of a sailing ship under the poop deck [..]
-
صندوقخانه
noun -
پستو
-
کابین
-
ترجمه های کمتر
- الاغ
- گنجه
- خر
- (اسکاتلند)
- (در کشتی کوچک) آشپزخانه
- (در کشتی) اتاقچه
- آدم احمق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuddy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن