ترجمه "curd" به فارسی
دلمه, لور, کشک بهترین ترجمه های "curd" به فارسی هستند.
curd
verb
noun
دستور زبان
The part of milk that coagulates when it sours or is treated with enzymes; used to make cottage cheese. [..]
-
دلمه
part of milk that coagulates
You should stay away from the cheese curds.
بايد کمتر بري سراغ دلمه پنير.
-
لور
part of milk that coagulates
-
کشک
nounLet me get curd and sugar for good luck.
بذار براي خوش يمني کشک و شکر بيارم.
-
ترجمه های کمتر
- دوراغ
- کرک
- (بیشتر به صورت جمع) لور
- (شیر) دلمه شدن (curdle هم می گویند)
- شیر دلمه شده (که شیرابه ی آن را گرفته باشند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curd " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "curd"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن