ترجمه "cure" به فارسی
درمان, دارو, درمان کردن بهترین ترجمه های "cure" به فارسی هستند.
cure
verb
noun
دستور زبان
a solution to a problem [..]
-
درمان
nouna method, device or medication that restores good health
Man, I heard he invented the cure for the common cold.
پسر من شنيدم که اون سرماخوردگي رو درمان کرده.
-
دارو
nounMy friends will be back with the cure by then.
تا اون موقع دوستام همراه دارو برمی گردن.
-
درمان کردن
verbMan, I heard he invented the cure for the common cold.
پسر من شنيدم که اون سرماخوردگي رو درمان کرده.
-
ترجمه های کمتر
- شفا دادن
- شفا
- علاج
- چاره
- مداوا کردن
- معالجه
- مداوا
- دوا
- گزیر
- گزیردن
- (از فساد) حفظ کردن
- (فرانسه) کشیش دهکده
- (چرم و توتون و غیره - از طریق خشک کردن و افزودن مواد لازم و غیره) پروردن
- (گوشت) دودی کردن
- از شر (بیماری یا عادت بد و غیره) راحت شدن (بیشتر با: of)
- اصلاح روحی و اخلاقی
- خوب شدن
- خوب کردن
- در نمک خواباندن
- شفا بخش
- شفا بخشیدن
- علاج بخش
- علاج کردن
- عمل آوردن یا آمدن
- معالجه کردن
- مقام و کار معاون کشیش (رجوع شود به curate)
- پرورده کردن یا شدن
- چاره کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cure " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cure" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) شفا از راه دعا و ایمان · شفابخشی مذهبی
-
(به ویژه گوشت یا میوه) خشکانده در آفتاب · خشکه · خشکیده
-
گوشت پرورده
-
دود دادن (به ویژه دود دادن توتون برای به عمل آوردن آن)
-
رجوع شود به hydropathy · رجوع شود به hydrotherapy
-
آبزدايي · برشتن · تراريختسازي · خشكاندن غله · خشكاندن مصنوعي · خشکاندن · خوشيدگي · عملآوري · فراورش · فراوری · فرايندهاي عملياتي · فروري · معالج · معالجه · نمزدايي فراورده · پخت
-
(در مورد توتون) خشکانده شده با هوای گرم
-
(به ویژه بیماری روانی) آرامش درمانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن