ترجمه "curdle" به فارسی

دلمه شدن, دلمه کردن, کلچانیدن بهترین ترجمه های "curdle" به فارسی هستند.

curdle verb دستور زبان

(ambitransitive) To form curds so that it no longer flows smoothly; to cause to form such curds. (usually said of milk) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلمه شدن

    verb

    to form or cause to form curds

  • دلمه کردن

    verb

    to form or cause to form curds

  • کلچانیدن

    to form or cause to form curds

  • ترجمه های کمتر

    • کلچیدن
    • (از ترس) منجمد کردن یا شدن
    • بریدن (شیر)
    • دلمه کردن یا شدن (شیر)
    • لخته شدن (خون)
    • منعقد کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " curdle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "curdle" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "curdle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه