ترجمه "curdy" به فارسی
کشکی, دلمه دلمه, دلمه مانند بهترین ترجمه های "curdy" به فارسی هستند.
curdy
adjective
دستور زبان
Like, or full of, curd; coagulated.
-
کشکی
-
دلمه دلمه
-
دلمه مانند
-
ترجمه های کمتر
- لخته لخته
- لور مانند
- پر از دلمه یا لخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curdy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن