ترجمه "custodial" به فارسی

بازداشتی, توقیفی, سرپرستانه بهترین ترجمه های "custodial" به فارسی هستند.

custodial adjective دستور زبان

Providing protection, care, supervision or guarding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشتی

  • توقیفی

  • سرپرستانه

  • ترجمه های کمتر

    • وابسته به بازداشت
    • وابسته به تصدی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " custodial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "custodial" با ترجمه به فارسی

  • سرایدار · نگهبان · پاسبان
  • ندرک یرادهگن
  • استوری · امانت (داری) · بازداشت · توقیف · تیمار · حبس · حراست · حفاظت · حفاظت و نگهداری · حفظ · دالانداری · سرپرستی · قیمومت · نگاهبانی · نگهداری · هدرکن جاودزا ای هدش ادج ،قالط یاه هداوناخرد( تظافحریز یم نیدلاو ود ره ای دلاو کی تظافح و رظن ریز طقف دنزرف).دشاب
  • حبس حفاظتی
  • توقیف
  • استوری · امانت (داری) · بازداشت · توقیف · تیمار · حبس · حراست · حفاظت · حفاظت و نگهداری · حفظ · دالانداری · سرپرستی · قیمومت · نگاهبانی · نگهداری · هدرکن جاودزا ای هدش ادج ،قالط یاه هداوناخرد( تظافحریز یم نیدلاو ود ره ای دلاو کی تظافح و رظن ریز طقف دنزرف).دشاب
  • استوری · امانت (داری) · بازداشت · توقیف · تیمار · حبس · حراست · حفاظت · حفاظت و نگهداری · حفظ · دالانداری · سرپرستی · قیمومت · نگاهبانی · نگهداری · هدرکن جاودزا ای هدش ادج ،قالط یاه هداوناخرد( تظافحریز یم نیدلاو ود ره ای دلاو کی تظافح و رظن ریز طقف دنزرف).دشاب
اضافه کردن

ترجمه های "custodial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه