ترجمه "custom" به فارسی
عادت, رسم, سنت بهترین ترجمه های "custom" به فارسی هستند.
made in a different way from usual, specially to fit one's needs [..]
-
عادت
nounfrequent repetition of the same act
It's my custom to go for a walk before breakfast.
عادت دارم که قبل از صبحانه برم قدم بزنم.
-
رسم
nounfrequent repetition of the same act [..]
His majesty, according to the custom of the country, was only shaved twice a week.
اعلی حضرت بنا به رسم آن دیار تنها هفتهای دو بار ریش میتراشید.
-
سنت
nounOur customs are so strange in this country.
سنت هاي ما تو اين کشور خيلي عجيب اند.
-
ترجمه های کمتر
- عرف
- هند
- دیدن
- گمرکی
- خوی
- روال
- گمرکات
- باج
- روش
- مشتریان
- مدت
- رویه
- برمانه
- تراداد
- خویگیری
- دیرمانه
- سررسید
- کاربرد
- روند
- (جمع با فعل مفرد) اداره ی گمرک
- (جمع) حقوق گمرکی
- (حقوق) عرف
- (خیاط و غیره) فقط با سفارش قبلی
- (عوارض)گمرکی
- (فئودالیسم) باج (به ارباب)
- (مالیات) گمرک
- (کالا و دست ساخت) سفارشی (ساخته شده بنا به دستور و طبق مشخصاتی که مشتری داده است) 0
- برای مشتریان خاص
- بیگاری (برای ارباب)
- سنن ملی
- سود سرمایه
- عقیده رایج
- مشتری دایم بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " custom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Custom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Custom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "custom" با ترجمه به فارسی
-
حفظ مشتریان
-
تعرفهها · عوارض گمرکی-حقوق گمرکی
-
نصب مخصوص
-
رضایت مشتری
-
گيرنده سفارشي
-
ثبت نام مشتریان
-
مدیریت رضایت مشتریان