ترجمه "custodian" به فارسی

متولی, سرایدار, متصدی بهترین ترجمه های "custodian" به فارسی هستند.

custodian noun دستور زبان

A person entrusted with the custody or care of something or someone; a caretaker or keeper. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • متولی

    noun

    The natural custodian of bus tickets, bank receipts, cash memos, checkbook stubs.

    متولی طبیعی بلیطهای اتوبوس، رسیدهای بانک، حساب پولهای نقد، ته برگهای دسته چکها.

  • سرایدار

  • متصدی

    The Vengeance, as custodian of the drum, could have wakened him up

    انتقام ، در نقش خود به عنوان متصدی طبل، میتوانست آن را بیدار کند

  • ترجمه های کمتر

    • حافظ
    • نگهدار
    • سرپرست
    • مسئول
    • نگهبان (اداره و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " custodian " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "custodian" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه