ترجمه "custody" به فارسی

بازداشت, حفاظت, توقیف بهترین ترجمه های "custody" به فارسی هستند.

custody noun دستور زبان

Possession of something or someone. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازداشت

    noun

    Where he somehow managed to remove every Inhuman you had in custody.

    جایی که او به نحوی موفق به حذف هر غیر انسانی شما در بازداشت بود.

  • حفاظت

    noun

    He's in Air Force custody under a guy named Talbot.

    اون توي نيروي هوايي ، تحت حفاظت يارويي به اسم تالبوت ـه.

  • توقیف

    noun

    Whether I should be taken into custody, and sent to prison?

    آیا مرا توقیف کردهاند تا به زندان تحویل دهند؟

  • ترجمه های کمتر

    • حبس
    • سرپرستی
    • قیمومت
    • نگهداری
    • حراست
    • حفظ
    • استوری
    • دالانداری
    • نگاهبانی
    • تیمار
    • امانت (داری)
    • حفاظت و نگهداری
    • هدرکن جاودزا ای هدش ادج ،قالط یاه هداوناخرد( تظافحریز یم نیدلاو ود ره ای دلاو کی تظافح و رظن ریز طقف دنزرف).دشاب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " custody " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "custody" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "custody" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه