ترجمه "dampen" به فارسی

میراندن, ژفیدن, (از شدت و حدت یا حرارت یا نیروی چیزی) کاستن بهترین ترجمه های "dampen" به فارسی هستند.

dampen verb دستور زبان

(transitive) To make damp or moist; to make slightly wet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • میراندن

  • ژفیدن

  • (از شدت و حدت یا حرارت یا نیروی چیزی) کاستن

  • ترجمه های کمتر

    • آغار کردن یا شدن
    • دلمرده کردن
    • فرو نشاندن
    • مرطوب کردن یا شدن
    • نم دار کردن
    • نم زدن
    • نمناک شدن یا کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dampen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dampen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dampen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه