ترجمه "daytime" به فارسی

روز, روز روشن, روز (زمان میان سپیده دم و غروب آفتاب) بهترین ترجمه های "daytime" به فارسی هستند.

daytime adjective noun دستور زبان

The time of daylight; the time between sunrise and sunset. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روز

    noun

    We all said the duke was pretty smart, and there couldn't be no trouble about running daytimes.

    همه گفتیم که دوک خیلی داناست و دیگر خطری از روز مسافرت کردن در کار نیست.

  • روز روشن

    noun

    period on any given point of the planet's surface during which it experiences natural illumination from sunlight

    So you's a vampire that can come out in the daytime.

    پس جنابالي يه خون آشامي که تو روز روشن راه ميره.

  • روز (زمان میان سپیده دم و غروب آفتاب)

  • ترجمه های کمتر

    • روز هنگام (در مقابل شب هنگام : night-time)
    • روشنی روز
    • مدت روز
    • هنگام روز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daytime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

DAYTIME
+ اضافه کردن

"DAYTIME" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای DAYTIME در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "daytime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه