ترجمه "dazzle" به فارسی

خیره کردن, درخشش, جلال بهترین ترجمه های "dazzle" به فارسی هستند.

dazzle verb noun دستور زبان

(transitive) To confuse the sight of by means of excessive brightness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیره کردن

    verb

    The sunlight glittering on the water dazzled his eyes.

    تل الو آفتاب به روی آب چشمانش را خیره کرده بود.

  • درخشش

  • جلال

  • ترجمه های کمتر

    • شکوه
    • (با نور یا درخشش یا زرق و برق) خیره کردن یا شدن
    • جلوه گری
    • خیره کنندگی
    • زرق و برق
    • سرگشته کردن
    • شگفت آفرینی
    • شگفت زده کردن
    • غرق در تحسین کردن
    • مات و مبهوت کردن
    • مبهوت سازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dazzle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dazzle

Dazzle (manga)

+ اضافه کردن

"Dazzle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dazzle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "dazzle" با ترجمه به فارسی

  • خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · مشتعل
  • (خودمانی) زرق و برق
  • خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · مشتعل
  • خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · مشتعل
  • (خودمانی) زرق و برق
  • خیره کننده · درخشان · درخشنده · دریده · مشتعل
اضافه کردن

ترجمه های "dazzle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه