ترجمه "dazed" به فارسی
گیج و منگ ترجمه "dazed" به فارسی است.
dazed
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of daze. [..]
-
گیج و منگ
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dazed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dazed" با ترجمه به فارسی
-
(با ضربه یا خبر بد و غیره) منگ کردن · ابهام · بلاهت · بهت · حیرت · دلپریشی · سرگشتگی · غرق در شگفتی کردن · مات و مبهوت کردن · مدهوش کردن · منگی · مه · پژولش · پژولیدن · گيج كردن · گیج کردن · گیجی
-
(با ضربه یا خبر بد و غیره) منگ کردن · ابهام · بلاهت · بهت · حیرت · دلپریشی · سرگشتگی · غرق در شگفتی کردن · مات و مبهوت کردن · مدهوش کردن · منگی · مه · پژولش · پژولیدن · گيج كردن · گیج کردن · گیجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن