ترجمه "daze" به فارسی
گیجی, بهت, حیرت بهترین ترجمه های "daze" به فارسی هستند.
daze
verb
noun
دستور زبان
The state of being dazed; as, he was in a daze. [..]
-
گیجی
nounA clanging noise out back jolts me out of my half daze.
ناگهان صدای زنگ مانندی از پشت خانه من را از نیمه گیجی بیرون میآورد.
-
بهت
nounWhy are you alone in a daze?
يادم رفت که بهت بگم. امروز نميتونيم بيرون بريم
-
حیرت
-
ترجمه های کمتر
- دلپریشی
- پژولش
- پژولیدن
- منگی
- بلاهت
- سرگشتگی
- ابهام
- مه
- (با ضربه یا خبر بد و غیره) منگ کردن
- غرق در شگفتی کردن
- مات و مبهوت کردن
- مدهوش کردن
- گيج كردن
- گیج کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " daze " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن