ترجمه "defecator" به فارسی
پالاینده, صافی, صاف کننده بهترین ترجمه های "defecator" به فارسی هستند.
defecator
noun
دستور زبان
One who defecates. [..]
-
پالاینده
-
صافی
-
صاف کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defecator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defecator" با ترجمه به فارسی
-
اجابت مزاج · تصفیه · خروج براز · دفع مدفوع · پالایش
-
(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن · بدار زدن · تصفیه کردن · خالص کردن یا شدن · ریدن · ناخالصی (چیزی را) گرفتن
-
(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن · بدار زدن · تصفیه کردن · خالص کردن یا شدن · ریدن · ناخالصی (چیزی را) گرفتن
-
(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن · بدار زدن · تصفیه کردن · خالص کردن یا شدن · ریدن · ناخالصی (چیزی را) گرفتن
-
(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن · بدار زدن · تصفیه کردن · خالص کردن یا شدن · ریدن · ناخالصی (چیزی را) گرفتن
-
(پزشکی) روده و معده را تصفیه کردن · بدار زدن · تصفیه کردن · خالص کردن یا شدن · ریدن · ناخالصی (چیزی را) گرفتن
-
اجابت مزاج · تصفیه · خروج براز · دفع مدفوع · پالایش
-
اجابت مزاج · تصفیه · خروج براز · دفع مدفوع · پالایش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن