ترجمه "Defect" به فارسی
عیب, عیب – صدمه, نقص بهترین ترجمه های "Defect" به فارسی هستند.
Defect
-
عیب
nounWhatever herfaults or defects, after all she was his mother, wasn't she?
هر عیب و ایرادی که داشت به هر حال مادرش بود و به کمکش شتافته بود.
-
عیب – صدمه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Defect " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
defect
verb
noun
دستور زبان
A fault or malfunction. [..]
-
نقص
nounThere is such a thing as a defect in a story.
قسمت سختش اینجاست.یه چیزی مثل یه نقص در یه داستان.
-
عیب
nounWhatever herfaults or defects, after all she was his mother, wasn't she?
هر عیب و ایرادی که داشت به هر حال مادرش بود و به کمکش شتافته بود.
-
ضعف
-
ترجمه های کمتر
- ايراد
- اشكال
- کمبود
- كاستی
- اسیب
- نقصان
- کاستی
- قصور
- (به دلایل سیاسی از کشور خود) فرار کردن
- (حزب یا دسته ای را برای پیوستن به حزب مخالف) ترک کردن
- ترک کردن
- جلای وطن کردن
- عیب – نقص
- نکته ضعف
- پشت کردن
- پناهنده سیاسی شدن
عباراتی شبیه به "Defect" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک : فرق میان جرم اتم و جرم نوترون ها و پروتون های آن) ناسانی جرم
-
بطورناقص
-
عیوب کریستالی
-
عیب · عیوب
-
تعمیر عیب
-
عیوب نقطهای
-
معیوب · ناتمام، ناقص
-
نقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن