ترجمه "defection" به فارسی
خیانت, ارتداد, فرار بهترین ترجمه های "defection" به فارسی هستند.
defection
noun
دستور زبان
an act or incidence of defecting [..]
-
خیانت
nounDisheartened by the defection of the 28th regiment
که در جبهه شمال نبرد کرده و اینک از خیانت هنگهای دن علیا بکلیدلسرد گشته بودند،
-
ارتداد
noun -
فرار
nounShe found me a few years after we all defected.
چند سال بعد از اينکه هممون فرار کرديم اون منو پيدا کرد.
-
ترجمه های کمتر
- ارتداد ( سیاسی)
- ترک آیین
- ترک خدمت
- دست کشی ازکیش یاوظیفه
- دل کندن
- نقض عهد
- پیمان شکنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defection " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defection" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک : فرق میان جرم اتم و جرم نوترون ها و پروتون های آن) ناسانی جرم
-
بطورناقص
-
عیوب کریستالی
-
عیب · عیوب
-
(به دلایل سیاسی از کشور خود) فرار کردن · (حزب یا دسته ای را برای پیوستن به حزب مخالف) ترک کردن · اسیب · اشكال · ايراد · ترک کردن · جلای وطن کردن · ضعف · عیب · عیب – نقص · قصور · كاستی · نقص · نقصان · نکته ضعف · پشت کردن · پناهنده سیاسی شدن · کاستی · کمبود
-
تعمیر عیب
-
عیوب نقطهای
-
معیوب · ناتمام، ناقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن