ترجمه "defectively" به فارسی

بطورناقص ترجمه "defectively" به فارسی است.

defectively adverb دستور زبان

In a defective manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بطورناقص

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " defectively " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "defectively" با ترجمه به فارسی

  • (فیزیک : فرق میان جرم اتم و جرم نوترون ها و پروتون های آن) ناسانی جرم
  • عیوب کریستالی
  • عیب · عیوب
  • (به دلایل سیاسی از کشور خود) فرار کردن · (حزب یا دسته ای را برای پیوستن به حزب مخالف) ترک کردن · اسیب · اشكال · ايراد · ترک کردن · جلای وطن کردن · ضعف · عیب · عیب – نقص · قصور · كاستی · نقص · نقصان · نکته ضعف · پشت کردن · پناهنده سیاسی شدن · کاستی · کمبود
  • تعمیر عیب
  • عیوب نقطهای
  • معیوب · ناتمام، ناقص
  • نقص
اضافه کردن

ترجمه های "defectively" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه