ترجمه "defects" به فارسی
عیوب, عیب بهترین ترجمه های "defects" به فارسی هستند.
defects
verb
noun
Plural form of defect. [..]
-
عیوب
The elegance of her shape, to be sure, made up for all her defects;
در حقیقت رسایی اندامش جبران عیوب چهرهاش را میکرد.
-
عیب
nounWhatever herfaults or defects, after all she was his mother, wasn't she?
هر عیب و ایرادی که داشت به هر حال مادرش بود و به کمکش شتافته بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defects " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "defects" با ترجمه به فارسی
-
(فیزیک : فرق میان جرم اتم و جرم نوترون ها و پروتون های آن) ناسانی جرم
-
بطورناقص
-
عیوب کریستالی
-
(به دلایل سیاسی از کشور خود) فرار کردن · (حزب یا دسته ای را برای پیوستن به حزب مخالف) ترک کردن · اسیب · اشكال · ايراد · ترک کردن · جلای وطن کردن · ضعف · عیب · عیب – نقص · قصور · كاستی · نقص · نقصان · نکته ضعف · پشت کردن · پناهنده سیاسی شدن · کاستی · کمبود
-
تعمیر عیب
-
عیوب نقطهای
-
معیوب · ناتمام، ناقص
-
نقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن