ترجمه "deferent" به فارسی
ناقل, (کالبدشناسی) وابرانی, برون بر بهترین ترجمه های "deferent" به فارسی هستند.
deferent
adjective
noun
دستور زبان
Showing deference. [..]
-
ناقل
-
(کالبدشناسی) وابرانی
-
برون بر
-
ترجمه های کمتر
- بیرون برنده
- رجوع شود به deferential
- وابسته به رگ وابران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deferent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deferent" با ترجمه به فارسی
-
تخفیفات معوق
-
پرداختهای انتقالی به دوره های اتی
-
هداتفا قبوعت یاهجو
-
موافقت نامه ملاحظات آتی
-
مستمری معلق
-
قرارداد پرداخت معوق
-
نرخ معوق وام رهنی
-
اجابت · احترام · ادب · تسلیم · تسلیم بودن (به میل یا داوری دیگری) · تمکین · حرمت · خوشخویی · سر فرود آوری · قبول · ملاحظه · گردن نهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن