ترجمه "deft" به فارسی
ماهر, چابک, چالاک بهترین ترجمه های "deft" به فارسی هستند.
deft
adjective
دستور زبان
Quick and neat in action; skillful [..]
-
ماهر
adjectiveFlorentino Ariza tried to help her unfasten her stays, but she anticipated him with a deft maneuver
فلورنتینو آریثا خواسته بود کمک کند تا دگمه پشت سینهبند را باز کند، ولی او خودش شخصاً با دستی ماهر آن را باز کرده بود.
-
چابک
adjective nounskillful
-
چالاک
adjective
-
ترجمه های کمتر
- ماهرانه
- تردست
- تردستانه
- زبردست
- زبردستانه
- کارامد
- کاردان
- چیره دست
- چیره دستانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deft " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deft" با ترجمه به فارسی
-
زبردستی · مهارت · کاردانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن