ترجمه "defuse" به فارسی
(با سیاست و کیاست و غیره) از وخامت (وضع) کاستن, بی آزار کردن, بی خطر کردن بهترین ترجمه های "defuse" به فارسی هستند.
defuse
verb
دستور زبان
To remove the fuse from a bomb, etc. [..]
-
(با سیاست و کیاست و غیره) از وخامت (وضع) کاستن
-
بی آزار کردن
-
بی خطر کردن
-
ترجمه های کمتر
- تشنج زدایی کردن
- خنثی کردن
- فیوز بمب را برداشتن
- ماسوره کشیدن (از بمب و غیره)
- چاشنی (بمب و مین و غیره را) کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " defuse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن