ترجمه "deftly" به فارسی
ماهرانه, ازروی زبردستی بهترین ترجمه های "deftly" به فارسی هستند.
deftly
adverb
دستور زبان
in a deft manner, i.e. quickly and neatly in action [..]
-
ماهرانه
Justine began cracking eggs rapidly and deftly into a basin, using one hand.
جاستین یکدستی و ماهرانه و سریع تخممرغها را شکست و در ظرفی ریخت.
-
ازروی زبردستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deftly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن