ترجمه "delimiter" به فارسی
حائل, مرزبند بهترین ترجمه های "delimiter" به فارسی هستند.
delimiter
noun
دستور زبان
That which delimits, that separates. [..]
-
حائل
sequence of one or more characters used to specify the boundary between separate, independent regions in plain text or other data streams; one of various means to specify boundaries in a data stream
-
مرزبند
One or more special characters used to separate peers in a delimited structure, at any level (fields, records, and so on).
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delimiter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "delimiter"
عباراتی شبیه به "delimiter" با ترجمه به فارسی
-
صورت مجلس تفکیک
-
تعیین کردن · محدود کردن · محدودکردن · مرزمعین کردن
-
تعيين کردن حدود · تفکیک · حد و مرز تعیین کردن · محدود کردن · مرزبندی کردن · مرزدار کردن · کران دار کردن (delimitate هم می گویند)
-
تحدید حدود · تحدیدحدود · تعيين حدود · تعیین مرز · سرحد
-
تحدید حدود · تحدیدحدود · تعيين حدود · تعیین مرز · سرحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن