ترجمه "delineate" به فارسی

(خطوط کلی چیزی را) کشیدن, ترسیم کردن, تصویر کردن بهترین ترجمه های "delineate" به فارسی هستند.

delineate verb adjective دستور زبان

To sketch out, draw or trace an outline. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خطوط کلی چیزی را) کشیدن

  • ترسیم کردن

  • تصویر کردن

  • ترجمه های کمتر

    • توصیف کردن
    • رسم کردن
    • شرح دادن
    • محدود کردن
    • نمای چیزی را رسم کردن
    • وارد جزئیات شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delineate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "delineate" با ترجمه به فارسی

  • توصیف کننده · رسم کننده · طراح · طرح کننده · کشنده
  • ترسیم · توصیف · رسم · شرح · طرح
  • ترسیم · توصیف · رسم · شرح · طرح
  • ترسیم · توصیف · رسم · شرح · طرح
اضافه کردن

ترجمه های "delineate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه