ترجمه "delinquency" به فارسی

غفلت, بزهکاری, تقصیر بهترین ترجمه های "delinquency" به فارسی هستند.

delinquency noun دستور زبان

misconduct [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غفلت

    noun
  • بزهکاری

  • تقصیر

    noun

    This little delinquent belongs to me.

    این اشتباه تقصیر من بود

  • ترجمه های کمتر

    • خلافکاری
    • ترک
    • تخسی
    • کژحسابی
    • شرارت
    • جرم
    • کوتاهی
    • (نوجوانان) شیطنت
    • تاخیر در پرداخت
    • سهل انگاری
    • فتور و سستی
    • قانون شکنی
    • قصور (در انجام وظیفه یا اطاعت از قانون)
    • مردم آزاری
    • وظیفه نشناسی
    • پس افت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " delinquency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "delinquency" با ترجمه به فارسی

  • حساب خسارات دیرکرد
  • گمراه شدن
  • )تخادرپ( تلفغ
  • مالیات دیر کرد
  • جرم · رفتار بزهکارانه · كلاهبرداري · وحشيگري
  • قیمت کالای تحویلی
  • حساب دریافتنی موعد گذشته
  • (انجام وظیفه و پیروی از قانون) کوتاهی کننده · (نوجوان) تخس · بزهکار · بی مبالات · خلافکار · دارای تاخیر در پرداخت · سر به هوا · سر رسیده · شریر · عقب افتاده · قانون شکن · مجرم · معوقه · وظیفه نشناس · پس افتاده · کژ حساب
اضافه کردن

ترجمه های "delinquency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه