ترجمه "demandable" به فارسی
تقاضاکردنی, خواستارشدنی, قابل مطالبه بهترین ترجمه های "demandable" به فارسی هستند.
demandable
adjective
دستور زبان
Capable of being demanded. [..]
-
تقاضاکردنی
-
خواستارشدنی
-
قابل مطالبه
-
مورد احتیاج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demandable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demandable" با ترجمه به فارسی
-
بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
-
منحنی تقاضا · منحنی یادگیری
-
تقاضای عوامل
-
تابع تقاضای کل
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
-
تقاضاهای مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن