ترجمه "demandant" به فارسی
شاکی, متقاضی, مدعی بهترین ترجمه های "demandant" به فارسی هستند.
demandant
noun
دستور زبان
One who demands; the plaintiff in a real action; any plaintiff.
-
شاکی
-
متقاضی
And that's a big deal for a profession that's in high demand.
و این مسألهی مهمی است برای متخصصانی که متقاضی زیادی دارند.
-
مدعی
-
(حقوق) خواهان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " demandant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "demandant" با ترجمه به فارسی
-
بار آلاینده · بي.ا.دي · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · سي.ا.دي · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن · نيازشيميايي به اكسيژن
-
منحنی تقاضا · منحنی یادگیری
-
تقاضای عوامل
-
تابع تقاضای کل
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
-
تقاضاهای مستقل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن