ترجمه "denouncement" به فارسی

اگاهی, اتهام, اخطار بهترین ترجمه های "denouncement" به فارسی هستند.

denouncement noun دستور زبان

An act of denouncing; a denunciation [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اگاهی

  • اتهام

    noun
  • اخطار

  • ترجمه های کمتر

    • بدگویی
    • تهدید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " denouncement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "denouncement" با ترجمه به فارسی

  • (برضدکسی) گواهی دادن · (جرم کسی را) افشا کردن · (علنا) متهم کردن · (مهجور) اعلام کردن (به روش تهدیدآمیز) · تقبیح کردن · رسما فسخ کردن · محکوم کردن · مردود شمردن · نکوهیدن · پایان قرارداد (قرار داد صلح یا آتش بس و غیره) را رسما اعلام کردن · چغلی کردن
  • (برضدکسی) گواهی دادن · (جرم کسی را) افشا کردن · (علنا) متهم کردن · (مهجور) اعلام کردن (به روش تهدیدآمیز) · تقبیح کردن · رسما فسخ کردن · محکوم کردن · مردود شمردن · نکوهیدن · پایان قرارداد (قرار داد صلح یا آتش بس و غیره) را رسما اعلام کردن · چغلی کردن
  • (برضدکسی) گواهی دادن · (جرم کسی را) افشا کردن · (علنا) متهم کردن · (مهجور) اعلام کردن (به روش تهدیدآمیز) · تقبیح کردن · رسما فسخ کردن · محکوم کردن · مردود شمردن · نکوهیدن · پایان قرارداد (قرار داد صلح یا آتش بس و غیره) را رسما اعلام کردن · چغلی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "denouncement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه