ترجمه "deposition" به فارسی

گواهی, ته نشینی, خلع بهترین ترجمه های "deposition" به فارسی هستند.

deposition noun دستور زبان

The removal of someone from office. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گواهی

    Bakers'lawyer will be issuing deposition subpoenas right away.

    وکیل بیکرها گواهی احضاریه رو به سرعت به اجرا می زاره

  • ته نشینی

    noun
  • خلع

    noun

    The cardinal has come to discuss the deposition of the Borgia pope, Father.

    اين كاردينال براي بحث در مورد خلع پاپ " بورجيا " اومده ، پدر.

  • ترجمه های کمتر

    • سوگندنامه
    • شهادت نامه
    • شهادت
    • رسوبگذاری
    • عزل
    • برکناری
    • سپارش
    • چگالش
    • واریز
    • (حقوق) استشهاد
    • ته نشست
    • ریختن (به حساب بانک)
    • معزول سازی
    • گواهی دهی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deposition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Deposition proper

(Christianity) The removal of Jesus from the cross. [..]

+ اضافه کردن

"Deposition" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Deposition در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "deposition" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "deposition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه