ترجمه "depot" به فارسی

انبار, مخزن, ایستگاه راه آهن بهترین ترجمه های "depot" به فارسی هستند.

depot noun دستور زبان

(US) a bus or railway station [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انبار

    noun

    commercial storage building

    It's a decommissioned arms depot in the southeast corner.

    يه انبار از رده خارج مهماته تو جنوب شرقي

  • مخزن

    noun

    I'm pulling all the trucks back to the main depot.

    من همه ي ماشين ها رو به مخزن اصلي مي کشم

  • ایستگاه راه آهن

    noun

    But Dr. Meade was there after all, he had come, even if the soldiers at the depot did need him for she heard him say:

    ولی دکترمید به هر حال آنجا بود ، آمده بود ، اگرچه سربازها در ایستگاه راه آهن به کمکش نیاز داشتند صدایش را شنید .

  • ترجمه های کمتر

    • دپو
    • انباشتگاه
    • بازخانه
    • مرکزبازرگانی
    • نشینه
    • (ارتش) آمادگاه
    • (ارتش) انبار تجهیزات
    • (در اصل) ایستگاه بارگیری
    • انبار (به ویژه انبار کالا و محمولات)
    • ایستگاه اتوبوس
    • مخزن مهمات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " depot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "depot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "depot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه