ترجمه "depositor" به فارسی

سپرده گذار, سپارشگر, سپارنده بهترین ترجمه های "depositor" به فارسی هستند.

depositor noun دستور زبان

A person who makes a deposit, especially a deposit of money in a bank [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سپرده گذار

  • سپارشگر

  • سپارنده

  • ترجمه های کمتر

    • سپارگر
    • ودیعه گذار
    • گذارنده (وجه به حساب بانکی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " depositor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "depositor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه