ترجمه "deteriorative" به فارسی

تبهگن, دژگرا, در حال بد شدن یا کردن بهترین ترجمه های "deteriorative" به فارسی هستند.

deteriorative adjective دستور زبان

Causing deterioration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تبهگن

  • دژگرا

  • در حال بد شدن یا کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " deteriorative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "deteriorative" با ترجمه به فارسی

  • بدترشدگی · تباهی · خرابی · زوال · فساد · فساد غذا · ندش رتدب
  • زوال، اضمحلال
  • پوسيدگي (تباهي)
  • زوال خاك · فروزینگی خاک · فروكاهي خاك
  • بدتر شدن یا کردن · بدتر کردن · خراب شدن · خراب کردن · واگذاردن · کیفیت خود را از دست دادن
  • تخريب زيستمحیطی · تخریب محیط زيست · زوال زيستمحیطي · فروزینگی زیستمحیطی
  • زوال، اضمحلال
  • بدتر شدن یا کردن · بدتر کردن · خراب شدن · خراب کردن · واگذاردن · کیفیت خود را از دست دادن
اضافه کردن

ترجمه های "deteriorative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه