ترجمه "determent" به فارسی
بازداشت, تهدید, منع بهترین ترجمه های "determent" به فارسی هستند.
determent
noun
دستور زبان
the act of deterring; deterrence [..]
-
بازداشت
nounWhen it comes to thieves, their motto is " Deter or eliminate. "
شعارشون اينه " يا بازداشت کنين يا بُکشيد "
-
تهدید
noun -
منع
nounYou are not gonna deter me from my God-given right as an American.
تو منيتوني منو از حق خدا داديم به عنوان يک آمريکايي منع کني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " determent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "determent" با ترجمه به فارسی
-
(با ایجاد ترس یا تردید و غیره) بازداری کردن · بازداشتن · تحذیر کردن · ترساندن · جلوگیری از · جلوگیری کردن · دلسرد کردن · منصرف کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن