ترجمه "diagnosing" به فارسی

تشخیص ترجمه "diagnosing" به فارسی است.

diagnosing verb noun

Present participle of diagnose. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشخیص

    noun

    I was diagnosed with profoundly severe hearing loss.

    تشخیص داده شده که من عمیقا ناشنوا هستم و شنواییم شدیدا از دست رفته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diagnosing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "diagnosing" با ترجمه به فارسی

  • (مجازی) تمیز دادن · (پزشکی) تشخیص دادن بیماری · بازشناسی کردن · تشخیص دادن · تشخیص داده شدن · روشناختن · نیماد کردن · واشناخت کردن
  • مهارت تشخیصی
اضافه کردن

ترجمه های "diagnosing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه