ترجمه "diffidence" به فارسی
ناخوداستواری, حجب, سر به زیری بهترین ترجمه های "diffidence" به فارسی هستند.
diffidence
noun
دستور زبان
The state of being diffident, timid or shy; reticence or self-effacement. [..]
-
ناخوداستواری
-
حجب
He began a little diffidently, avoiding her gaze
او با اندکی حجب و گریزان از نگاه خیره آ مو صحبت را شروع کرد.
-
سر به زیری
-
ترجمه های کمتر
- عدم اعتماد به نفس
- کم رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diffidence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diffidence" با ترجمه به فارسی
-
باترس یاتردید · بانداشتن اعتمادبخود · باکمرویی
-
خجالتی · سربه زیر · فاقد اعتماد به نفس · محجوب · ناخوداستوار · کم رو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن