ترجمه "diffident" به فارسی
محجوب, ناخوداستوار, خجالتی بهترین ترجمه های "diffident" به فارسی هستند.
diffident
adjective
دستور زبان
(archaic): Lacking confidence in others; distrustful. [..]
-
محجوب
-
ناخوداستوار
-
خجالتی
adjectiveno feelings of diffidence to make it distressing to himself even at the moment,
چون هیچ نوع احساس خجالتی نداشت که حتی آن لحظه ناراحتشکـند،
-
ترجمه های کمتر
- سربه زیر
- فاقد اعتماد به نفس
- کم رو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " diffident " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "diffident" با ترجمه به فارسی
-
باترس یاتردید · بانداشتن اعتمادبخود · باکمرویی
-
حجب · سر به زیری · عدم اعتماد به نفس · ناخوداستواری · کم رویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن