ترجمه "dignity" به فارسی

شأن, منزلت, شان بهترین ترجمه های "dignity" به فارسی هستند.

dignity noun دستور زبان

Decorum, formality, stateliness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شأن

    quality or state

    We'll get her dignity back when we've caught this monster.

    وقتي اين هيولا رو گرفتيم ، شأن و مقامش رو بهش برميگردونيم

  • منزلت

    quality or state

    Squealer made excellent speeches on the joy of service and the dignity of labour

    اسکویی لر نطقهای غرایی در مورد لذت خدمت و منزلت کار کردن ایراد میکرد،

  • شان

    noun

    But does he have to have such an expression of injured dignity on his face?

    اما او مجبور بود قیافهی آدمهای را به خود بگیرد که کشتیشان غرق شده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • وقار
    • جلال
    • ابهت
    • شکوه
    • ورج
    • احترام
    • مقام
    • متانت
    • شخصیت
    • شایستگی
    • کرامت
    • شرف
    • بزرگی
    • جبروت
    • رتبه
    • شهرت
    • والایی
    • اورنگ
    • جاهمندی
    • فرهمندی
    • فرهی
    • هیمنه
    • فرهت
    • شکوهمندی
    • فر
    • (قدیمی) رجوع شود به dignitary
    • بزرگ منشی
    • خوش نامی
    • مقام رفیع
    • نیک نامی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dignity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dignity
+ اضافه کردن

"Dignity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dignity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "dignity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه