ترجمه "dilapidate" به فارسی

فاسدشدن, (در اثر کم توجهی) مخروبه شدن یا کردن, خراب کردن بهترین ترجمه های "dilapidate" به فارسی هستند.

dilapidate verb دستور زبان

To fall into ruin or disuse. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فاسدشدن

    verb
  • (در اثر کم توجهی) مخروبه شدن یا کردن

  • خراب کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خرد شدن
    • درب و داغون شدن یا کردن
    • شکسته پکسته کردن یا شدن
    • ویران کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dilapidate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dilapidate" با ترجمه به فارسی

  • آوار · خرابه · درب و داغون · زهوار در رفته · شکسته پکسته · فکسنی · قراضه · متزلزل · مخروبه · ویران · کلنگی
  • خرابی · مخروبگی · ویرانی
  • آوار · خرابه · درب و داغون · زهوار در رفته · شکسته پکسته · فکسنی · قراضه · متزلزل · مخروبه · ویران · کلنگی
  • آوار · خرابه · درب و داغون · زهوار در رفته · شکسته پکسته · فکسنی · قراضه · متزلزل · مخروبه · ویران · کلنگی
اضافه کردن

ترجمه های "dilapidate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه