ترجمه "dime" به فارسی

غاز, دایم, (امریکا و کانادا) سکه ی ده سنتی (یک دهم یک دلار) بهترین ترجمه های "dime" به فارسی هستند.

dime verb noun دستور زبان

(US) A coin worth one-tenth of a dollar. The physical coin is smaller than a penny. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غاز

    noun
  • دایم

    United States coin

  • (امریکا و کانادا) سکه ی ده سنتی (یک دهم یک دلار)

  • ترجمه های کمتر

    • فراوان و ارزان
    • پول سیاه
    • چندرغاز ارزان
    • کم ارزش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dime proper

An Omotic language, spoken by fewer than 10,000 speakers in Ethiopia. [..]

+ اضافه کردن

"Dime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dime"

عباراتی شبیه به "dime" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا و کانادا) · (با اقدام ناکافی و صرفه جویی بی جا) تضعیف کردن · ارزان · بی اهمیت · جزئی · خراب کردن · خرده · خرده خرده · خرده پول دادن · فرسودن · فرعی · ناچیز · پول کمی صرف (کاری) کردن · کم ارزش · کم خرج · کم هزینه · کم پول خرج کردن
  • (اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم - امریکا) رمان کیلویی (کتاب داستان جلد کاغذی و پرماجرا که به قیمت حدود ده سنت به فروش می رفت) · رمان امیرارسلانی · رمان کیلویی
  • رجوع شود به five-and-ten-cent store
اضافه کردن

ترجمه های "dime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه