ترجمه "directional" به فارسی
هدایتی, راستادار, (رادیو) راستایی بهترین ترجمه های "directional" به فارسی هستند.
directional
adjective
noun
دستور زبان
Indicating direction. [..]
-
هدایتی
adjective6 Such direction was very evident at Pentecost.
۶ چنین هدایتی در روز پَنْطیکاست امری بدیهی گشت.
-
راستادار
-
(رادیو) راستایی
-
ترجمه های کمتر
- (رادیو) یکراستایی (آنتن یا فرستنده ای که فقط در یک جهت پخش یا دریافت می کند)
- جهت دار
- سوی دار
- وابسته به یا دارای جهت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " directional " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "directional"
عباراتی شبیه به "directional" با ترجمه به فارسی
-
بازی رایانهای اکت آف وار
-
(مبارزات سیاسی) اقدام مثبت · اقدام عملی · درگیری مستقیم)
-
بودجه کار مستقیم
-
بذرافشانی مستقیم · بذركاري مستقيم · نشاكاري
-
هزینه کار مستقیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن