ترجمه "disaccustom" به فارسی

از عادت انداختن, رفع اعتیاد کردن, ناخویمند کردن بهترین ترجمه های "disaccustom" به فارسی هستند.

disaccustom verb دستور زبان

to cause (someone) to break a habit or become unaccustomed to something that they are previously accustomed to [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از عادت انداختن

  • رفع اعتیاد کردن

  • ناخویمند کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disaccustom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "disaccustom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه