ترجمه "disadvantage" به فارسی
ضرر, وضع نامساعد, معایب بهترین ترجمه های "disadvantage" به فارسی هستند.
disadvantage
verb
noun
دستور زبان
A weakness or undesirable characteristic; a con. [..]
-
ضرر
you may be at a disadvantage, but there is no other way
ممکنه از این جهت به ضرر تو باشه ولی چارۀ دیگه ای نداری
-
وضع نامساعد
nounKeeping you at a disadvantage is an advantage I intend to keep.
نگهداشتن تو در وضع نامساعد مزیتی است که میخوام حفظش کنم
-
معایب
and nature has found a number of ways to compensate for these disadvantages.
و طبیعت راههای زیادی یافته تا این معایب را جبران کند.
-
ترجمه های کمتر
- نابرتری
- کمداشت
- کاستی
- گزند
- آسیب
- اكثريت محروم
- صدمه (به شهرت یا اعتبار و غیره)
- نقطه ی ضعف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disadvantage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disadvantage" با ترجمه به فارسی
-
بی بهره · محروم
-
زیان بخش · مضر · ناسازگار · ناسودمند · نامساعد · نایاور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن