ترجمه "disappearance" به فارسی
غیبت, ناپدیدی, ناپیدایی بهترین ترجمه های "disappearance" به فارسی هستند.
disappearance
noun
دستور زبان
The action of disappearing or vanishing. [..]
-
غیبت
Where'd you disappear to for those three days, huh?
اون سه روز کجا غیبت زده بود ، هان ؟
-
ناپدیدی
She's looking into Mason Bridge's disappearance.
اون داره درمورد ناپدیدی میسون بریج تحقیق میکنه.
-
ناپیدایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disappearance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disappearance" با ترجمه به فارسی
-
مفقود
-
از بین رفتن · از میان برداشته شدن · برچیده شدن · محو شدن · معدوم شدن · ناآشکار کردن یا شدن · نابود شدن · نامریی کردن یا شدن · ناپدید کردن یا شدن
-
سر به نیست کردن
-
زوال
-
زوال
-
از بین رفتن · از میان برداشته شدن · برچیده شدن · محو شدن · معدوم شدن · ناآشکار کردن یا شدن · نابود شدن · نامریی کردن یا شدن · ناپدید کردن یا شدن
-
زوال
-
از بین رفتن · از میان برداشته شدن · برچیده شدن · محو شدن · معدوم شدن · ناآشکار کردن یا شدن · نابود شدن · نامریی کردن یا شدن · ناپدید کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن