ترجمه "disappointment" به فارسی

ناامیدی, نومیدی, سرخوردگی بهترین ترجمه های "disappointment" به فارسی هستند.

disappointment noun دستور زبان

(uncountable) The emotion felt when a strongly held expectation is not met. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناامیدی

    noun

    There were indignation and disappointment in the sound.

    آثار خشم و ناامیدی از آن صداها آشکار بود.

  • نومیدی

    noun

    It took him two days to get over this heart sickening disappointment.

    او تا دو روز نمیتوانست بر این نومیدی دلآزار مسلط گردد.

  • سرخوردگی

    Emma was sadly fearful that this second disappointment would be more severe than the first.

    اِما غصه میخورد و میترسید که مبادا این سرخوردگی دوم شدیدتر از سرخوردگی اول باشد.

  • ترجمه های کمتر

    • دلسردی
    • ناکامی
    • یاس
    • ناکامیابی
    • پکری
    • بوری
    • خیطی
    • دلسرد کننده
    • سبب دلسردی
    • مایه ی ناامیدی
    • نا امیدی
    • نومیدی شکست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disappointment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "disappointment" با ترجمه به فارسی

  • مایوس کننده · یاس اور
  • تلخ کام · مایوس · محروم · نااميد · ناامید · نامراد
  • (نقشه و قصد و غیره) ناکام کردن · با شکست مواجه کردن · برنیاوردن · برهم زدن · بور کردن · تو ذوق کسی زدن · خیط کردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · مایوس کردن · ناامید کردن · ناکام کردن · پکر کردن
  • مایوس کننده · یاس اور
  • تلخ کام · مایوس · محروم · نااميد · ناامید · نامراد
  • (نقشه و قصد و غیره) ناکام کردن · با شکست مواجه کردن · برنیاوردن · برهم زدن · بور کردن · تو ذوق کسی زدن · خیط کردن · دلسرد کردن · سرخورده کردن · مایوس کردن · ناامید کردن · ناکام کردن · پکر کردن
  • مایوس کننده · یاس اور
  • مایوس کننده · یاس اور
اضافه کردن

ترجمه های "disappointment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه