ترجمه "disapproval" به فارسی
نارضایتی, مخالفت, ناخشنودی بهترین ترجمه های "disapproval" به فارسی هستند.
disapproval
noun
دستور زبان
The act of disapproving, an expression of condemnation. [..]
-
نارضایتی
Her tone was one of disapproval, but there was the faintest hint of relief there as well.
لحن صدایش حاکی از نارضایتی او بود، ولی اندکی هم در آن حس آسودگی وجود داشت.
-
مخالفت
nounI guess I just felt like everyone would have disapproved.
فکر ميکنم اين حسي و دارم که هر کسي ميتونه مخالفت کنه با چيزي.
-
ناخشنودی
Hedwig clicked her beak with a sort of dignified disapproval.
هدویگ با وقار و متانت منقارش را به هم زد و ناخشنودی خود را اعلام کرد.
-
ترجمه های کمتر
- مردودشناسی
- ناهمپذیری
- محکومیت
- ناپذیری
- عدم تایید
- عدم رضایت
- نظر مخالف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disapproval " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disapproval" با ترجمه به فارسی
-
ابراز نارضایتی کردن · تایید نکردن · رد کردن · محکوم شناختن · مردود شناختن · ناپسند شمردن · نپذیرفتن
-
ابراز نارضایتی کردن · تایید نکردن · رد کردن · محکوم شناختن · مردود شناختن · ناپسند شمردن · نپذیرفتن
-
ابراز نارضایتی کردن · تایید نکردن · رد کردن · محکوم شناختن · مردود شناختن · ناپسند شمردن · نپذیرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن