ترجمه "disarm" به فارسی
خلع سلاح کردن, (مین و بمب و غیره) از ضامن خلاص کردن, آسیب زدایی کردن بهترین ترجمه های "disarm" به فارسی هستند.
disarm
verb
دستور زبان
To deprive of arms; to take away the weapons of; to deprive of the means of attack or defense; to render defenseless. [..]
-
خلع سلاح کردن
verbThe most ferocious creatures are disarmed by caresses bestowed on their young.
درندهترین حیوانات را نیز میتوان با نوازش دادن کودکانشان خلع سلاح کرد.
-
(مین و بمب و غیره) از ضامن خلاص کردن
-
آسیب زدایی کردن
-
ترجمه های کمتر
- اسلحه (ی خود را) زمین گذاشتن
- بی آزار کردن
- بی اثر کردن
- بی زیان کردن
- بی ضرر کردن
- تحبیب کردن
- جنگ افزار زدایی کردن
- خلع سلاح شدن یا کردن
- خنثی کردن
- زراد زدایی کردن
- غیرنظامی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disarm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "disarm" با ترجمه به فارسی
-
(دشمنی یا سوظن یا ترس) دشمنی زدا · آشتی انگیز · تحبیب کننده · خلع سلاح · دوستی انگیز · شک زدا · مهرانگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن